مير سيد شريف راقم سمرقندى
سرآغاز 2
تاريخ راقم ( فارسى )
مىكند و در تاريخ فوت اين افراد اگر مسجدى يا بازارى يا كاروانسرايى يا خانقاهى توسط آنها ساخته باشد ، از آنها نيز ياد مىكند . تاريخ تحرير كتاب در متن حاضر سه بار از تاريخ تنظيم كتاب ذكرى بدين شرح شده است : 1 - « تا اين تاريخ كه هزار و صد و بيست هجرى است » صفحهء 62 . 2 - « در اين فرصت كه تاريخ 1108 هجرى است » صفحهء 54 . 3 - « الوقت هزار و صد و بيست هجرى » صفحهء 164 . تاريخ ختم كتابت نبايد بالغ بر 1125 قمرى باشد . راقم چنان كه از سلسله نسب او پيداست ، همه قبيلهء او عالمان دين بودهاند و فضل و ادب در خاندان او رواج داشته است . راقم خود از رجال علم و دانش و از علوم و فنون زمان خود مطّلع و آگاه بوده است . او اهل قلم است و در نظم و نثر توانا است و فكرى رسا دارد . براى اينكه نمونهاى از نويسندگى او را بخوانيد به صفحات 169 و 170 همين كتاب نگاهى به دقّت بيندازيد . در صفحهء 171 ابياتى در انذار و تحذير گفته كه نقل آن براى نشان دادن قدرت طبع شاعرانهء او لازم است : اى شده مغرور جهان خراب * چند نهى ديدهء غفلت به خواب عمر گرانمايه سبك همچو باد * رفت ، تو از مرگ نيارى به ياد خيز سرانجام سفر ساز زود * دست گزيدن ز ندامت چه سود نادره طبعان دقايق اساس * نكته ربايان برون از قياس مجمعهء علم چو اوراق پاك * دست قضا كرد به صندوق خاك دار فنا هيچ ندارد ثبات * برگ بقا نيست به نخل حيات با شجر عمر تمنّا مكن * صرصر مرگت كَنَد از بيخ و بن رنگ بقا نيست به عالم پديد * بوى وفا در گل انسان كه ديد نطق در آن خفته به كام لحد * همچو لب گور خموش ابد همسفر خانه به دوشان شدند * قافلهء شهر خموشان شدند عادت و خوى فلك كينه كوش * سرمه كند خاك تو يعنى خموش صافدلان زير زمين صد هزار * مانده چو آيينهء زير غبار